تبليغاتX
سفیر 1357
کوچکترین سفیر انقلاب اسلامی

 

يكي از دستاوردهاي دوران موسوم به «اصلاحات»، پا گرفتن و نقش آفريني جريان دانشجويي اصولگرايي بود كه تمام همت خود را بر مبارزه با پروژه آمريكايي «استحاله از درون» گذارد و در كنار آن هم نسبت به دو مأموريت ديگر خود يعني «ظلم ستيزي» و «مبارزه با استعمار و استكبار» بي توجه نبود.

اين مجاهده طاقت فرسا و طولاني در غربت و مظلوميت سال هايي رخ داد كه سينه سپر كردن براي دفاع از ارزش ها و آرمان هاي انقلاب و امام(ره) در جو ملتهب و احساسي دانشگاه ها «غيرت ديني» مي طلبيد و هوشياري و ظرافت

... و بدين گونه بود كه دانشجويان مدافع انقلاب از هر گروه و تشكلي و از هر شهر و دانشگاهي همديگر را پيدا كردند و براي اين مجاهده عظيم، هم قسم شدند و از همين رو «جنبشي» شكل گرفت براي صيانت از انقلاب و نظام، همه دست بكار شدند تا جبهه اي سياسي- فرهنگي را در مقابل يورش و تهاجم نرم افزاري دشمن و عوامل داخلي آنها ايجاد كنند و اين جبهه در سطح گسترده اي شكل گرفت

جنبش دانشجويي اصولگرا در دانشگاه ها با هدايت رهبر فرزانه انقلاب، دو استراتژي «عدالت خواهي» و «جنبش نرم افزاري» را  تا حدی در اولویت های خود قرار داد كه در پي آن انبوهي از دانشجويان پاك و بي آلايش به تنگ آمده از نگاه ابزاري ، جلب و جذب جنبش دانشجويي اصولگرا شدند

دانشجويان اصولگرا در دانشگاه ها در ادامه فعالیتهای خود، استراتژي عدالت خواهي، مطالبه، مبارزه با «فقر و فساد و تبعيض» را به گفتمان نخست خود تبديل كردند؛ چه اين آرمان با فطرت دانشجويان همخوان بود و خيلي سريع دل هاي پاك را به خود جذب مي كرد. دانشجويان حتي توانستند بخشي از توده هاي مردم را هم در اين باره متأثر از گفتمان عدالت خواهي سازند و مبارزه با فقر و فساد و تبعيض را در نقطه نقطه كشور به «تقاضاي ملي» ايرانيان تبديل كنند. در چنين فضايي بود كه همه شاخه هاي جنبش دانشجويي در نهايت مصداق مورد نظر خود را در انتخابات رياست جمهوري يافتند و چه هوشيارانه گزينه مشترك خود را بدون هياهو به «روح جمعي» در جامعه ايران شناساندند

دوران جديد براي جنبش دانشجويي مسلمان و اصولگرا بسيار خطير و سرنوشت ساز است و اگر افق پيش رو به درستي تحليل نگردد و براي آن باتوجه به كاركرد ذاتي جنبش ها برنامه ريزي جامع و درستي نشود، حركت تعالي بخش كنوني با ضعف و سستي مواجه خواهد شد كه در اين صورت جريان اقليت مترصد فرصت، از آن به نفع خود بهره خواهد برد و...

بر اين اساس، براي استقرار پايدار و پويا در فضاي جديد سياسي و فرهنگي كشور توجه به موارد ذيل ضروري به نظر مي رسد:

1-اينكه جنبش دانشجويي اصولگرا يكي از عوامل دولت ساز باشد، به نفس خود بد و نامطلوب نيست. اصولا كادرهايي كه در فعاليت هاي مدام و هدفمند دانشجويي ساخته و پرداخته مي شوند و پس از پايان تحصيلات چند سروگردن از همكلاسان خود بالاترند، اغلب در آينده به مديران پيشرو و موفق كشور بدل مي شوند و اين گزينه اي آزمايش پس داده در اكثر كشورهاي مردم سالار است.

اما آنچه در اين ميان گفتني است اينكه جنبش دانشجويي مسلمان و اصولگرا هيچگاه نبايد خود را وامدار اعضاي سابق خود كه به تشكيلات دولت و حاكميت رفته اند، كند كه علاوه بر آن، بايد حد و مرز تعاملي خود را با دولت به روشني مشخص كند تا بتواند به كاركرد اصلي خود بپردازد و از آن بازنماند.

2-محور فعاليت جنبش دانشجويي مسلمان و اصولگرا، عنصر «ايمان و آرمانگرايي» است. اين جنبش به تصريح رهبر عزيزمان، همچنان كه يك چشم به «مصلحت» اسلام و انقلاب دارد، اما «آرمانگرايي» را به عنوان استراتژي بزرگ خود برگزيده است و البته بدون آن ديگر معني و مفهومي نخواهد داشت؛ از اينرو اگرچه دولت جديد برآمده از خواست و مطالبه جنبش دانشجويي اصولگرا است، اما اين موضوع در آينده نمي تواند- و نبايد- به عامل «محافظه كاري» آن بدل شود.

بر اين اساس، تعريف حد و مرز تعاملي جنبش دانشجويي اصولگرا با دولت جديد و آفرينش يك نقش جديد براي خود در جهت «نقد سازنده» عملكرد دولت و ارائه راهكارها براي چالش هاي آينده در حوزه هاي مختلف حياتي خواهد بود.

3-جنبش دانشجويي، طي سال هاي اخير در راستاي فضاي موجود اغلب مشغول «مطالعات انتقادي» براي مقابله با هجمه هاي فرهنگي و سياسي بوده است. در دوران جديد اگرچه همچنان نمي بايست از گفتمان انتقادي غافل بود، اما به فراخور فضاي كشور و فرصت پديد آمده براي بنيان گذاري «جامعه نمونه اسلامي» سهم عمده وقت و همت جنبش دانشجويي مسلمان بايد مصروف مطالعات بنيادي و جامعه ساز و ايجابي شود.

4-جنبش دانشجويي همچنانكه از يكسو با نخبگان و سرآمدان علمي در دانشگاه ها در حال تعامل است، از سوي ديگر به عنوان يك گروه مرجع بايد با توده ها و اقشار مختلف مردم، ارتباطي پويا و ارگانيك داشته باشد تا بتواند به نقش اصلاح گري خود بپردازد. خوشبختانه يكي از عوامل موفقيت جنبش دانشجويي اصولگرا توجه عميق به اين تعامل دوگانه بوده است و در شرايط جديد نيز اين نقش آفريني بايد هرچه گسترده تر شود؛ بخصوص اين جنبش مي تواند فعاليت هاي اجتماعي خود را بيش از پيش توسعه دهد و مردم را از خدمات مختلف خود بهره مند سازد.

بي شك، شاخه هاي مختلف جنبش دانشجويي، طي هفته هاي آينده بايد در كنگره هاي سالانه خود به بازخواني عوامل موفقيت و شكست هاي خود بپردازند و براي آينده اي پراميد برنامه ريزي كنند؛ در اين صورت مي توان به راه گشايي دانشگاه ها براي مشكلات و معضلات كشور دلخوش كرده و اميد بست و در اين ميان جنبش دانشجويي اصولگرا بايد نقش و اثري تاريخي را بيافريند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 4:17  توسط sms  |